عدم حضور

خرید بک لینک
در من یک تیمارستان وجود دارد
یک تیمارستان با هفتاد تختخواب
هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه
و سخت ترین کار دنیا را من میکنم
زمانی که از من می پرسند : خوبی ؟!
و من باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را آرام کنم و با متانت صادقانه ای بگویم
" بله ، امروز خیلی خوبم " :)

"پویان اوحدی "

عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 22:05

قدیما یه جوری آرامش داشتم انگار مُرده بودم !

الان یه جوری بیقرارم انگار دارم میمیرم !

عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: مرگ,مرگ تدریجی یک رویا,مرگ فروشنده,مرگ یزدگرد,مرگ ماهی,مرگ قو,مرگ پدر,مرگ بر آمریکا,مرگ مادر,مرگ موش, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 11:53

در جایی ، منتهاي دنیا به زانو افتاده ام... خسته م. خیلی خسته .. کاش میشد حتی یکی دو ثانیه دلم آروم میشد. .. اندازه همون دو ثانیه امنیت داشتم .. قد همون دو ثانیه اعتماد داشتم. . . دو ثانیه نميترسيدم ... . دو ثانیه وحشت نمی کردم از وجودی به نام من. . فقط همین دو ثانیه . . عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: خسته م,خسته م از زندگی,خسته مهدی موسوی,خسته م خدا,خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه,خسته مرد,خسته من,خسته م خدایا,خسته متن,خسته معنی, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 8:16

کاش همه وسایلمو میریخت تو آب ولی اون هفت تا گل رو پر پر نمیکرد روش ... . ! ینی من کامل حذف شدم دیگ ؟ عین بچها دستامو مشت میکنم و میذارم رو چشمامو و تکون میدم که اشکام بند بشن . ینی واقعا دیگ تموم شد ؟ چرا تحمل این تموم شدن رو ندارم ؟ چرا اومد به من گفت ؟ چرا آزارم میده ... . چرا همه چیزو زنده کرد ....چرا نمیذاره خوب باشم .. . چرا و صد چرا تو سرم رژه میره ... چرا من هنوز زنده م ؟ عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: تومور مغزی,تومور,تومورو لاند,تومور مغزی خوش خیم,تومور مثانه,تومور مارکر,تومور مغزی چیست,تومور مغزی بدخیم,تومور علیرضا آذر,تومور خوش خیم, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 0:57

همیشه از این که نامه ی عاشقانه بنویسم تنفر عمیقی داشتم اون اینو میدونست برای همین همیشه برام نامه ی سراسر عاشقانه می نوشت ، بنظرم یک جورایی لوس و مسخره ست . من که هیچ وقت براش ننوشتم اما نامه هاش رو دارم هنوز . هر سری که با هم میرفتیم بیرون موقع خداحافظی منتظر بودم که نامه مو بهم بده ... . که بعد بدو ام برم خونه برم تو اتاقم درو قفل کنم چراغا رو خاموش کنم برم زیر پتو و با نور چراغ قوه ی گوشیم چهار پنج خط نامه ی عاشقانه بخونم و هم بخندم هم دلم قنچ بره که چقد این مرد رو دوست دارم . بعضی وقتا نضف شب که داشتم باهاش صحبت میکردم میدیدم حدود نیم ساعتی یک هو آف میشد ب عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:39

من یک " مادرم "

بدون آن که جنین یا کودکی داشته باشم !

عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:39

برگِ تَر خشک می شود به زمان

برگ چشمان ما همیشه تَر است

عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:39

دستم تو دستش قفل بود ... . جوری دستمو فشار میداد انگار میدونست قرار نیست مال هم باشیم . میخواست از تک تک لحظاتش استفاده کنه و به قول خودش نفس بکشه ... . یادمه بعضی وقتا فقط برای این میومد پیشم که بغلم کنه . طولانی با یک عالمه نفس عمیق و بلند . انگار زندگی میکرد یا میخواست بوی بدنم رو حفظ کنه ... . داشتیم کنار رود قدم میزدیم و سکوت بود که نجوا میکرد و نگاه بود که لبریز بود . با دستش اشاره داد به جایی کنار رود ... . که یک باریکه ی خاکی کوچک بود و منتهی میشد به اواسط رودخانه و قطع شده بود ... . +بریم اونجا ؟ لبخند زدم . یکم خطرناک بود مخصوصا اینکه .... عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:39

تمام سر های دنیا را میبُرم ولی دلم را نه ... .
دلم گیر است ... .
به آسمانی که شاهد به دار آویختن موجودی سیاه و چرک بود و برای کشتن جنین سقط شده اش تمام ساطور های دنیا را اجیر کرده بود ... !
به آسمان شب ... !

عدم حضور...

ما را در سایت عدم حضور دنبال می‌کنید

برچسب: دلگیرم,دلگیر دلگیرم,دلگیر,دلگیرم از دنیا,دلگیری,دلگیر به انگلیسی,دلگیر شدن به انگلیسی,دلگیرم از این شهر سرد,دلگیرم از خودم,دلگیر دلگیرم از غصه میمیرم, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 17:50

صفحه بندی